تور دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 03:04 ب.ظ نظرات ()
روابط ایران و روسیه در دوران پس از فروپاشی شوروی فارغ از ضرورت‌های ناشی از همجواری جغرافیایی، سوابق تاریخی و نیازهای اقتصادی، به دلیل موقعیت ویژه‌ای که هر یک از دو کشور در عرصه سیاست بین‌الملل دارند، از سوی محافل بین‌المللی مورد توجه خاصی قرار داشته است. بر مبنای این اهمیت در سطح کارشناسان و حتی سیاستمداران در ایران و روسیه این گمان به طور جدی شکل گرفته است که روابط دو کشور علی‌رغم نیازی که به یکدیگر در سطوح تاکتیکی و استراتژیکی دارند، در سطح مناسبی از همکاری و همسویی بین‌المللی، منطقه‌ای و دوجانبه قرار ندارد. به عبارت دیگر میان جایگاه (وضع موجود) دو کشور در سیاست خارجی یکدیگر و ارزش آنها (وضع مطلوب) در سیاست خارجی هم شکاف وجود دارد. در شکل‌گیری چنین وضعیتی به نظر می‌رسد که سه عامل نقش اساسی را ایفا می‌کنند: 

1- عامل غرب 
روسیه به عنوان کشوری که طی هفتاد سال حاکمیت کمونیست‌ها رهبری جریانی را بر عهده داشت که غرب در مفهوم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن را با چالش‌های جدی مواجه ساخت و ایران به عنوان کشوری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آغازگر، الهام‌بخش و پرچم‌دار جریانی بوده است که تحت عنوان جریان بازخیزی اسلام استیلای فرهنگی و سیاسی غرب را به چالش طلبیده است، هر یک به تنهایی موضوع پیچیده و غامضی برای غرب تلقی شده و بالتبع روابط میان آنها نیز با دخالت‌های گسترده غرب و به طور مشخص ایالات متحده آمریکا همراه بوده است. 

2- تردید و نااطمینانی متقابل 
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاست خارجی فدراسیون روسیه همواره در فضایی از ابهام، تردید و عدم قطعیت دنبال شده است. این وضعیت هم در روابط روسیه و غرب و هم در روابط روسیه وایران کم و بیش قابل مشاهده است. به یک تعبیر، تردیدآمیز بودن فضای روابط ایران و روسیه در وهله نخست و در سطح کلان ناشی از تردید اساسی روس‌ها در تعریف جایگاه خود در وضعیت جهانی و در وهله بعد ناشی از تردید روس‌ها نسبت به اهداف و جهت گیری‌های کلان 
جمهوری اسلامی ایران است. در سال‌های گذشته روس‌ها در تعریف جایگاه خود در برابر غرب بین موضع یک رقیب استراتژیک یا یک شریک مهم در نوسان بوده‌آند و به همین دلیل، تحت شرایطی تعامل با جمهوری اسلامی ایران (و یا حداقل نمایش آن) برای آنها از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. از سوی مقابل در جمهوری اسلامی ایران نیز علی‌رغم سیاست‌های کاملاً آشکاری که در مورد روابط با آمریکا (که تعیین کننده جایگاه و موقعیت ایران در نظم جاری جهانی است) وجود دارد، از یک سو به دلیل تردیدهای روسیه و از سوی دیگر به دلیل تردیدهای داخلی در مورد میزان پایبندی و توانمندی روسیه در برآورده‌سازی نیازهای استراتژیک ایران، هیچگاه اعتماد و همکاری کاملی با روسیه وجود نداشته است. 

3- فقدان مابه ازاهای عینی 
در دروان پس از جنگ سرد و حذف دلایل ایدئولوژیک دوستی و دشمنی، وابستگی اقتصادی متقابل کشورها به یکدیگر یکی از مهمترین عواملی است که می‌تواند در جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها نقش قابل توجهی ایفا کند. به عبارت دیگر تعاملات اقتصادی و تکنولوژیک در شرایط جدید یکی از مهمترین عوامل مؤثر در عینیت بخشیدن به رویکردهای بین‌المللی کشورها تلقی می‌شود. در ربع قرن گذشته ایران و روسیه با وجود برخی الزامات منطقه‌ای و بین‌المللی نتوانسته‌اند ما به ازاهای عینی متناسبی را در روابط اقتصادی و تکنولوژیک دو جانبه تعریف و یا ایجاد کنند. مهمترین کالایی که ایران برای عرضه به کشورهای دیگر در اختیار دارد (انرژی) برای روس‌ها فاقد جذابیت است و از سوی مقابل کالا و تکنولوژی روسی نیز همواره آخرین گزینه برای طرف ایرانی بوده است. 

ایران و روسیه